کنترل مدیریتی و نظارت بر منابع انسانی

کنترل مدیریتی و نظارت بر منابع انسانی کنترل مدیریتی و نظارت بر منابع انسانی

دسته : -مقالات مطالعاتی

بازدیدها : 6

برچسبها : نظارت کنترل مدیریت سازمان مدیریت اسلامی

مقاله بررسی نظارت و کنترل در سازمان و نظم و انضباط منابع انسانی با تکیه بر مدیریت اسلامی

نظارت و کنترل در سازمان یکی از مباحث مهم در مدیریت است مخصوصا در مدیریت منابع انسانی. در این مقاله از cero.ir به مباحث نظارتی و انضباط با تکیه بر مدیریت اسلامی می پردازیم.

نظارت یا کنترل را به گونه هاى مختلف تعریف کرده اند. در همه این تعریف ها کنترل را نوعى مقایسه بین آن چه هست و آن چه باید باشد، دانسته اند. یکى از این تعاریف، از استونر است که مى گوید:

کنترل مدیریتى، فرآیندى است جهت حصول اطمینان از این که فعالیت هاى انجام شده، با فعالیت هاى برنامه ریزى شده مطابقت دارد.

کنترل مدیریتى، تلاشى منظم است براى تعیین استانداردهاى اجراى عملیات، در جهت هدف هاى برنامه ریزى، طراحى نظام هاى بازخورد اطلاعات، مقایسه عملیات اجرا شده با استانداردهاى پیش بینى شده، تعیین میزان انحرافات و سنجش اهمیت آن ها و اجراى هر اقدام ضرورى براى اطمینان از این که با مؤثرترین و کارآمدترین شیوه، از همه منابع موجود، براى تحقق هدف هاى مشترک استفاده شده است.

آن چه در ادبیات مدیریت اسلامى ملاحظه می شود، متوجه ساختن بحث نظارت است به مهار تخلفات و کنترل بى نظمى ها. آیات و روایاتى هم که بدان ها استناد می شود، براى اثبات وجود نظارت با معناى یاد شده در اداره اسلامى است؛ به ویژه استشهاد به نامه هاى متعدد حضرت امیرالمؤمنین(ع) خطاب به زمامداران خود، که بیش تر با لحن تند و قاطعى همراه است، در حالى که بحث نظارت، عموماً و اصولاً به تخلفات کارى ندارد.

نظارت نظم و انضباط در مدیریت اسلامی

مبحث انضباط و نظم، به تخلفات ربط می یابد و معمولاً نظامى در سازمان ها تشکیل می شود تا به انواع مسائل اخلاقى و تخلفاتى رسیدگى کند که در مبحثى جدا از مباحث منابع نیروى انسانى مطرح گردید. بحث نظارت، به عملکرد و اجراى برنامه و بودجه و مقایسه استانداردها و عملکردها باز می گردد. به بیان بهتر، کارگران یا کارگزاران بدون این که تخلف یا بى انضباطى مرتکب شوند، بیش ترین تلاش خود را به کار می برند؛ ولى مثلاً کار و برنامه، پیش رفتى ندارد. علت عدم پیش رفت، به نقص برنامه یا نارسایى نظام، یا به ضعف سازماندهى و تقسیم کار یا کم توانى و عدم گزینش صحیح کارکنان و... باز می گردد.

بنابر این، جهت گیرى و رویکرد نظارت، بیش تر به سوى برنامه ریزى و تفویض اختیار است. بر این اساس، نظریه پردازان مدیریت، نوعاً مبحث انضباط را از جمله مباحث مدیریت منابع انسانى و مبحث نظارت را در زمره مطالب وظایف مدیریت مطرح می کنند.

بحث انضباط، به اصلاح و مجازات و تنبیه افراد خاطى برمی گردد و بحث نظارت، به اصلاح برنامه ها و تنظیم و تصحیح نظام ها مربوط می شود. طبق این اصطلاح، باید در ادبیات نظارتى مدیریت اسلامى تجدید نظر کرد. اگر نتیجه نظارت، کاستى هایى را نشان دهد، در حقیقت، کاستى هاى مدیریت است. اگر هم عتاب و خطابى هست، باید متوجه مدیران باشد. با این ترتیب، لحن تند امیرالمؤمنین(ع) خطاب به کارگزاران خود، از مقوله نظارت خارج می شود، مگر این که تسامح شود و نظارت معنایى اعم پیدا کند و انضباط را نیز در بر گیرد. ارزیابى و نظارت نیز با هم تفاوت دارند. ارزیابى شاغل به هدف تعیین درجه شایستگى افراد است، که درجه توان، تخصص، ابتکار، تجربه، مهارت و دل سوزى، از شاخص هاى اصلى تعیین شایستگى به حساب می آیند. پس از تعیین شایستگى است که پاداش ها، ارتقاها و ترفیعات موضوع پیدا می کنند. در حالى که در نظارت، از شایستگى افراد بحث نمی شود، بلکه از پیش رفت کار و عوامل و موانع آن، سخن به میان می آید. مبحث ارزیابى نیز مانند انضباط، به مدیریت منابع انسانى باز می گردد. نظام پاداش و تنبیه هم، متعاقب آن ها مطرح می گردد.

شاید بتوان یک نکته مشترک را بین سه نظام ارزیابى، انضباط و نظارت پیدا کرد و آن این که در هر سه، نیاز به یک نظام ناظر هست؛ یعنى در هر حال، کارها باید تحت نظر باشند تا پس از ارزیابى، شایستگى ها و پس از نظارت، کیفیت برنامه ها و پس از مراقبت، تخلفات به دست آیند. بنابراین، آیاتى که حاکى از یک نظام نظارتى در قرآن هستند، می توانند به نوعى در هر سه عنصر اشتراک داشته باشند.

اصل نظارت سازمانى، در مدیریت رحمانى

این سخن قرآن که می فرماید: همانا بر شما نگاهبانانى قرار داده شده که والامقام و نویسنده هستند و به آن چه عمل می کنید، آگاهند، معنایى عام دارد و این فرشتگان، به تعبیر قرآن، یعلمون ما تفعلون هستند؛ یعنى آن چه را انجام می دهید، مى دانند. آن چه انجام می دهید عنوانى عام است که اعمال مثبت و منفى، اخلاقى و کارى، بودجه اى و برنامه اى و... را شامل می شود. به بیان دیگر، از این آیات، اصل نظارت سازمانى، در مدیریت رحمانى استنباط می شود.

به همین علت، نظام نظارتى علوى و نبوى هم عام بوده است. اتفاقاً مدیریت نویسان اسلامى به مبحث نظارت که می رسند، با حجم بسیارى از اطلاعات روبه رو می شوند که از قرآن و سنت رسول خدا(ص) و سیره نظرى و عملى و علوى به دست می آید و اصطلاحاً این بخش از مباحث مدیریت اسلامى، یعنى نظارت، نسبت به مباحث دیگر دچار تورم می شود؛ ولى این حجم انبوه، خالى از تحلیلى است که به آن اشاره شد و چه بسا خلط و عدم تفکیک نیز صورت مى پذیرد و معلوم نمی شود که موضوع این نظارت، چیست، بلکه بیش تر، جنبه هاى انضباطى و تخلفاتى و تعزیراتى آن لحاظ می شود. البته شرایط، ویژگى ها و اقتضائات حکومت علوى نشان می دهد که تخلفات فراوانى انجام می شده است، حتى از سوى منصوبان و مسئولانى که توقع تخلف از آنان نمی رفتته است، در حالى که در زمان حضرت رسول(ص) به علت نوپایى اسلام و حکومت، انگیزش بالاى تازه مسلمانان، پیروزى هاى پیاپى و مشاهده معجزات و کرامات فراوان، تخلفات، دست کم از سوى کارگزاران آن حضرت کم بود؛ ولى حکومت علوى، که پس از 25 سال از حکومت نبوى تشکیل می شد، با کاهش انگیزه ها و تجربه انواع خلافت و سیره هاى حکومتى متنوع، به گونه اى بود که نظارت بالایى را در بعد تخلفات و خیانت ها می طلبید.


به اشتراک بگذارید

Alternate Text

آیا سوال یا مشکلی دارید؟

از طریق این فرم با ما در تماس باشید