مقاله كسب و كار الكترونیكی e-Business

5000 تومان
مقاله كسب و كار الكترونیكی e-Business

تعداد صفحات : 22

فرمت فایل : doc

دسته بندی : کسب درآمد اینترنتی

حجم فایل : 127 کیلوبایت

مقاله كسب و كار الكترونیكی e-Business

تجارت الکترونیکی[1] یعنی خرید و فروش از طریق رسانه‌های دیجیتالی اما کسب و کار الکترونیکی[2] دربرگیرنده تجارت الکترونیکی بوده و شامل نرم افزارهای کاربردی front and back office است. کسب و کار الکترونیکی موتوری را برای کسب و کار مدرن فراهم می‌كند. کسب و کار الکترونیکی تنها مربوط به مبادلات تجارت الکترونیکی نیست بلکه تعریف مجدد مدل‌های کسب و کار با کمک تکنولوژی برای ماکزیمم کردن ارزش ایجاد شده برای مشتری است.

کسب و کار الکترونیکی استفاده از اینترنت و سایر شبکه‌ها و فناوری‌های اطلاعاتی برای پشتیبانی از تجارت الکترونیکی، همکاری و ارتباطات و فرایندهای مبتنی بر وب در درون و بین شرکت‌ها و با مشتریان و شرکایشان می‌باشد.

سیستم‌های عملیاتی میان وظیفه ای[3]

ادغام و انسجام بخش‌های عملیاتی شرکت یک مساله مهم و بحرانی در سازمان‌هایی است که در پی حفظ مزیت رقابتی هستند. انسجام برای موفقیت یک امر کلیدی است و تسهیم اطلاعات و در دسترس قرار دادن آن برای هر کاربر در هرکجا و هرزمان بسیار مهم است. سیستم‌های اطلاعاتی در دنیای تجارت، معمولاً ترکیبات منسجمی از سیستم‌های عملیاتی متصل به یکدیگر می‌باشند. این سیستم‌ها از فرایند‌های تجاری مانند توسعه محصول، تولید، توزیع، مدیریت سفارشات و پشتیبانی مشتری و... پشتیبانی می‌کنند. بسیاری از سازمان‌ها از فناوری اطلاعات برای توسعه سیستم‌های عملیاتی متصل با یکدیگر استفاده می کنند. این سیستم‌ها مرزهای عملیات سنتی تجاری را به‌هم پیوند می‌زنند تا فرایند‌های تجاری کلیدی را در تمام سازمان مورد حمایت قرار داده و بهبود دهند.


[1]  Electronic Commerce [2]  Electronic Business [3]  Cross Functional Enterprise Systems

فرایند گرایی 

حرکت از سازمانهای وظیفه ای[1] به سمت سازمانهای فرآیند گرا[2]

سازمانهای وظیفه ای

200 سال قبل از این آدام اسمیت[3] در کارخانه خود به این نکته پی برد که با شکستن کار به اجزای کوچکتر و  تقسیم آن  بین کارگران، می تواند به کارایی بیشتری دست پیدا کند. و از اینجا بود که گرایش به تقسیم کار حدود 200 سال مدل اساسی ساختار سازمانی بود. اواخر قرن 19 مدیریت از مالکیت جدا شد. تا قبل ازآن صاحبان و مالکان کارخانجات و سازمانها به عنوان مدیران آن شناخته می شدند ولی از این زمان به بعد دیگر مالکیت از مدیریت جدا شد. در همان سالها ج.پ. مورگان[4] ، آندرو گارنگی[5] و جی. دی. روکفر[6] با استفاده از اصول اساسی  مطرح شده توسط آدام اسمیت و اصول جدید مدیریتی  که بر مبنای سلسله مراتب بود شروع به ساختار بندی مجدد صنایع آمریکا کردند. حدود بیست سال بعد هنری فورد[7] و سپس آلفرد اسلون[8] شروع به طراحی مجدد شرکتهای خود کردند. و این کار را بر اساس مدل تجاری ای انجام دادند که بر دستور و کنترل، متمرکز سازی، کارکنان مرکزی، مفهوم مدیریت نیروی کار و بودجه و کنترل تکیه داشت.  نهایتا این مدل منجر به شکل گیری مدل وظیفه ای رایج کنونی شد.


[1] Functional Organization [2] Process Oriented Organization [3] Adam Smith [4] J.P. Morgan

[5] Andrew Carnegie [6] J.D. Rockefeller [7] Henry Ford [8] Alfred Sloan

مزایای سازمانهای فرایندی در مقابل سازمانهای وظیفه ای

1.مشتری مداری: در سازمانهای وظیفه ای کارکنان تنها وظایف خود را می شناسند و در پی انجام وظایف خود به بهترین نحو و جلب رضایت مدیران هستند. مدیران بخشهای مختلف نیز تنها در پی بهبود عملکرد بخش مربوط به خود هستند. لذا بیش از آنکه مشتریان مورد توجه باشند وظایف و بخشهای وظیفه ای مد نظرند و چه بسا مشتری در چنین مواردی مجبور باشد از بخشی به بخش دیگر برود تا کالا یا خدمت مورد نظر را دریافت کند. به عبارت دیگر این مشتری است که باید کل فرایند انجام خدمت مربوطه را دنبال کند نه سازمان. در سازمانهای فرایندی هر فرد خود را درون فرایندهایی می یابد که مسئولیت انجام آنها را دارد. مدیران نیز بیش از اینکه در قبال بخش خاصی احساس مسئولیت کنند در قبال فرایندهای سازمانی احساس مسئولیت می کنند. مشخص است که برونداد فرایندهای سازمانی مستقیما متوجه مشتریان است. لذا در این حالت افراد به جای اینکه در برابر مدیران خود احساس مسئولیت کنند نسبت به مشتریان توجه بیشتری خواهند داشت چرا که فرایند به طور مستقیم به مشتری مربوط می شود. به عبارت دیگر رضایت مدیران در پی رضایت مشتریان حاصل می شود.

2.انسجام و هماهنگی بیشتر بین بخشهای مختلف سازمان: در سازمانهای وظیفه ای افراد خود را درون بخش های وظیفه ای می بینند و تمام تلاش آنها در جهت انجام بهینه وظایف محوله است. کارکنان به جای اینکه خود را متعلق به کل سازمان بدانند نسبت به بخشهای وظیفه ای احساس تعلق می کنند. مدیران بخشهای مختلف هر کدام در پی بهبود عملکرد بخش خود هستند و چه بسا دیگر بخشها را رقیبی برای بدست آوردن  بودجه لازم برای انجام وظایف محوله بدانند. در واقع چیزی که مشهود است این است که در این گونه سازمانها هر فرد وظیفه خود را از مهم ترین وظایف سازمانی می داند و ارزش کمی برای وظایف دیگران قائل است، 

برنامه ریزی منابع موسسه ERP

از اوایل دهه 1990 میلادی، ظهور نرم افزارهای یکپارچه ای با نام E.R.P.[1] با هدف قراردادن سازمانهای بزرگ، توسعه بسیار زیادی پیدا کردند. این نرم افزارهای قدرتمند، پیچیده و بسیار گران قیمت سیستمهای از پیش طراحی شده ای [2]هستند که نیاز به مشاورانی در سازمان دارند که بتوانند با توجه به نیازهای سازمانی، تغییراتی در آنها داده و آنها را پیاده سازی نمایند. در بسیاری از موارد سازمانها به دلیل اجبار در تبعیت از منطق حاکم بر این نرم افزارها، مجبور به اصلاح و بازبینی مجدد فرایندهای خود شدند. این نرم افزارها بر خلاف نرم افزارهای قدیمی که در سازمانها و از طریق واحدهای مختلف سازمانی توسعه پیدا می کردند، مجموعه ای یکپارچه هستند که دارای ماژولهای مختلف بوده و هرزمان که نیاز به اضافه کردن ماژول دیگری به آنها باشد،


[1] Enterprise Resource Planning

[2] Off-the-shelf solutions

گرفتن اطلاعات از مشتریان

سطح بعدی استفاده از اینترنت برای گرفتن اطلاعات از مشتریان سازمان است. که 3 روش کلی برای انجام این کار وجود دارد :

اول. با داشتن یک آدرس e.mail و در دسترس قرار دادن آن برای مشتریان.

دوم. با درخواست از مشتریان برای ثبت ‌نام در سایت سازمان می‌توان اطلاعات را از مشتریان جمع کرد. این ثبت ‌نام به سازمان این اجازه را می‌دهد که یکسری اطلاعات کلی را از پیش جمع‌آوری نماید، وقتی این مشتریان وارد سایت می‌شوند نرم‌افزارها می‌توانند به این نکته پی ببرند که مشتریان دنبال چه اطلاعاتی بوده و چه حوزه‌هایی از سایت آنها مورد پسند آنها نیست و یا اینکه برای آنها خوشایند است و این اطلاعات را در دسترس سازمان قرار دهند.